کد مطلب: 210 | زمان ارسال: ۱:۰۸:۵۵ - چهارشنبه ۱۲ آبان ۱۳۹۵ | بدون نظر | دفعات مشاهده : 6,158 views | |

به کجا چنین شتابان

 

screenshot-32

تو خود حجاب خودی حافظ از میان برخیز

انسان گاهی چنان در عقاید خود محو می شود که چشم بر حقایق  می بندد.
اما سوال اساسی این است که اصولا این عقاید و اعتقادات به چه دلیلی به وجود آمده اند و فلسفه وجودی آنها چیست؟
آیا غیر از این است که همه این اعتقادات ، ادیان ، مذاهب و کلا همه باورهای انسانی برای این به وجود آمده اند که انسانها را به سمت سعادت پیش ببرند؟
آیا غیر از این است که انسانها اعتقادات را برای این بر میگزینند که راه زندگی بهتر و سالم تر را سریعتر و هدفمند تر طی کنند؟
آیا همه ادیان الهی برای این به وجود نیامده اند که انسانها از مسیر درست به سمت آینده هستی پیش بروند؟
آیا می توان دین و آیینی الهی و آسمانی را تصور کرد که هدفش گمراهی انسانها باشد؟
پاسخ این سوالها کاملا روشن و بدیهی است و خلاصه این پاسخ این است که طبیعتا خداوند ، پیامبران را برای هدایت انسانها فرستاده است.
اما یک سوال بسیار کلیدی و اعجاب بر انگیز در این میان وجود دارد. وآن سوال این است که :
اگر ما پهنه عالم و جغرافیای جهان و جوامع انسانی را بنگریم، بیشترین تعداد پیامبران در کدام حدود و صغور جغرافیایی مبعوث شده اند؟
به عبارتی بهتر ، از پنج قاره کنونی دنیا ، تعداد پیامبران و کتب آسمانی در کدام قاره بیشتر مبعوث شده اند؟
جواب کاملا روشن است « قاره آسیا» و بخشی از «قاره آفریقا»..
حال در این قاره آسیا و بخشی از آفریقا ، کدام منطقه بیشترین تعداد پیامبران و کتب الهی را به خود دیده است؟
باز جواب روشن است « حدود خاورمیانه کنونی با کمی متمایل به غرب ، یعنی بخشهایی از مصر و آفریقا
سخن این است که غالب قریب به اتفاق انبیائ الهی در منطقه خاورمیانه و شمال آفریقا برای هدایت بشر مبعوث شده اند.
حال اگر شما به تاریخ این نواحی در گذشته و یا وضع موجود آن در حال حاضر نگاه کنید ، بدون تعارف و بدون اغماض خواهید دید که بیشترین آشوب ها و فقرو فلاکت ها و عقب افتادگی ها ، اتفاقا در این مناطق دیده می شود.
سوال این است که پس چرا اینگونه شده است؟ پس چرا جایی را خداوند برای هدایت و سعادت مردمان آنجا ، بیشترین تعداد پیامبران خود را گسیل داشته است اینچنین در فقر و فلاکت و عقب ماندگی زندگی می کنند؟
برای این سوال پاسخ های زیادی می توان داد که در این مجال نمی گنجد
پاسخ هایی با رنگ وبوی سیاسی
پاسخ هایی با رنگ و بوی استعماری
پاسخ هایی با رنگ وبوی دنیا طلبی
و پاسخ های متعدد دیگر، اما واقعیت آن است که بسیاری از پاسخ ها ، در واقع توجیهی بیش نیستند و ارزش علمی و استدلالی ندارند، هرچند که به هر حال هر کدام تاثیراتی اندک داشته اند اما پاسخ اصلی نیستند.
یکی از پاسخ های حقیقی برای این پرسش این است که:
برداشت و تفسیر انسانها از ادیان و کتب الهی ، با آنچه که در حقیقت ، منظور نظر خداوند و فرستادگانش بوده متفاوت شده است.
حال ما به عنوان مسلمان ، در اینجا به برخی از این کج فهمی ها اشاره می کنیم تا ببینیم که چگونه بسیاری از عقاید و اعتقادات ما که ادعای اسلام داریم ، با روح اسلام و قرآن سازگار نیست، گویی که ما دین جدیدی را برای خود تعریف کرده و آن را به نام اسلام جا می زنیم.
شما نگاه کنید « یک کتاب به نام قرآن ـ یک پیامبر به نام محمد س» اما صدها فرقه ، مذهی و شعبه متقرق و متعصب  وجود دارند که اتفاقا اغلب انها هم همدیگر را مطقا قبول ندارند و حتی گاهی حکم به مهدور الدم بودن همدیگر می دهند. یعنی معتقدند مثلا خون فلان مذهب مباح است و کشتن آنها ثواب دارد.
مذهب سنی ها که علاوه بر چهار فرقه اصلی ، خود به ده ها فرقه دیگر ، بخصوص در عصر حاضر تقسیم شده اند . که آخرین آنها هم وهابی ها و سلفی ها هستند که زاییده آل سعودند و افراطی ترین و وحشی ترین آنها هم گروه داعش و جبهه النصره هستند.
مذهب تشیع هم علاوه بر مذهب شیعه دوازده امامی که مذهب اصلی است ، باز گروه ها و فرقه های مختلف شیعی وجود دارند که مثلا در یمن و جاهای دیگر موجودیت دارند.
حال ما دایره بحث خود را محدود و محدود تر کرده وبه دین و مذهب خودمان در ایران که غالبا « مسلمان و شیعه دوازده امامی» هستیم
می پردازیم.

سوال این است که آیا ما مردم شیعه ایران نیز همه در عقاید و باورها ، عین هم هستیم؟
آیا مفهوم مقدسات و ارزش ها برای همه ما یکسان است؟
آیا همه ما برای رسیدن به سعادت و زندگی سالم تر و شرافتمندانه در هب یک نحو فکر می کنیم؟
پاسخ کاملا روشن است، هرگز و هرگز چنین نیست ، و بین رشته های باورهای ما گاهی زمین تا آسمان تفاوت وجود دارد.
برای روشنتر شدن بحث باید چند مثال بزنیم:
شما تصور کنید هزار نفر در یک محله در گوشه ای از شهر تهران زندگی میکنند « همه مسلمان و همه شیعه» در این محله طبیعتا تعدادی کارگر ، کارمند، کاسب، سرمایه دار و مستمند وجو دارند. در این محله اتفاقا تعدادی زن سرپرست خانوار و یا بچه یتیم نیز وجود دارند. در این محله تعدادی جوان بیکار و دختران و پسران دم بخت هم وجود دارند.
خلاصه همانند سایر اجتماعات بشری در این محله نیز همه  حالات مردم متفاوت و متنوع است.
سوال این است چند نفر از مردم این محله ترجیح می دهند به جای رفتن به مثلا حج غیر واجب و یا زیارت مشهد و کربلا و غیره، هزینه آن را صرف نیازمندان محله کنند؟
چند نفر از اینها حاضرند به جای سفره های رنگین افطاری در ماه رمضان، هزینه آن سفره ها را برای اطعام نیازمندان محله صرف کنند؟
چند نفر از اینها حاضرند به جای برگزاری جشن های عروسی پر تجمل و پرهزینه، عروسی خود را ساده تر برگزار کرده و هزینه آن را صرف ازدواج سایر جوانان نیازمند محله کنند؟
مسئله این است که معنا و مفهوم مسلمانی و شیعه بودن فراموش شده است، در محله ای که بچه یتیمی سر گرسنه به بالین می گذارد، هیچ حجی و هیچ زیارتی و هیچ احسان و سفره ای و هیچ ….. مقبول خداوند نخواهد افتاد.
در محله ای که زنی سرپرست خانواده ، برای امرار معاش فرزندان خود ناچار به شنیدن جسارتهای مردان نامرد باشد و در برابر خواسته های
بی شرمانه آنها غرور خود را جریحه دار ببیند ، نذری که برای انداختن به ضریح امام رضا باشد ، پذیرفته نیست، هیچ هزینه ای برای ولیمه و سفره هیات و غیره به درد نمی خورد.

مردم محله باید این را بدانند که اما رضا ، نیازی به پول ها و نذری های آنها ندارد، و بهتر است آنها این پول ها را صرف مستمندان محله ، فامیل و اطرافیان خود کنند.
کسی که مثلا در تهران زندگی می کند و یک خیابان پایین تر از خانه او خانواده مستمند ای هست که پدر خانواده سرطان دارد و زمین گیر است، روا نیست اهالی آن خیابان « هزار کیلومتر» بروند و طلا های خود را به ضریح امام رضا بیاندازند و قس علی هذا….
شیعه باید این را بفهمد و درک کند که اگر مثلا بیماری لاعلاج دارد که درمان ندارد، تنها راهش این نیست که بلافاصله نذر و نیاز به فلان امام زاده کند ، بلکه باید بگردد و هزینه بیمار دیگری را که علاج دارد اما هزینه علاج ندارد را متقبل شود ، تا بلکه خداوند به بیمار خود او نیز توجه کند.
واقعیت آن است که ما راه را گم کرده ایم، و با شتابی عجیب به سمت گمراهی پیش می رویم.
تا زمانی که این انحرافات عجیب اعتقادی بین ما باشد وضع بهتر از این نخواهد بود. ثروتمند روز به روز غنی تر و فقرا روز به روز بیچاره تر خواهند شد.
ما باید بدانیم که ما به مشهد نمی رویم که ضریح امام رضا را زیارت کنیم ، بلکه میرویم  که عرض ادب به خود امام رضا کنیم.
اعتقادات وارونه آمیخته با خرافه ، روح اسلام را از ما گرفته است
به اسم عزاداری امام حسین قمه می زنیم
به اسم امام حسین به ضریح خالی او که هنوز در راه است دخیل می بندیم و کربلایی می شویم
به اسم ائمه ، امام زاده سیار درست کرده و پشت وانت در روستاها می گردانیم و دخیل می بندیم
به اسم امام حسین ده ها نفر زن ومرد سوار کامیون میشویم و به کربلا می رویم که با یک ترمز همه محرم و نامحرم سوار بر همدیگریم
به اسم موکب در راه اربعین میلیاردها تومان پول شهرداریها را خرج می کنیم در حالی که مردمانی از همان شهرها در فقر مطلقند.
نماز می خوانیم . روزه می گیریم . اما زکات را اصلا نمی شناسیم
درک ما از صدقه دادن ، فقط خلاصه میشود در پول خردی که ته جیبمان داریم، اصلا باور نمی کنیم که مثلا میشود یک میلیون تومان هم صدقه داد.
اینها قطره ای است از دریای اشتبهات ما
و اینگونه است که در نگاه مردم جهان . اسلام میشود دین خرافه پروری و غیره و غیره….
و اینگونه میشود که روح تعالیم خداوند را فراموش می کنیم
اینگونه میشود که دین رحمت ، تبدیل میشود به دین خشونت و گاهی توحش
اینگونه میشود که فعل ما با گفتار ما راست نمی آید
اینگونه میشود که برای ناموس خود متعصب میشویم اما برای ناموس مردم ، بی تفاوت ، حال اگر نگوییم بی غیرت
اینگونه میشود که خودمان هم گاهی به این فکر می کنیم که آیا اسلام همین است که ما داریم
بانکهای ما ربا می گیرند
ادارات ما هزار جور فساد و تباهی دارند
اختلاس ، رشوه ، فساد از کنترل خارج میشود اما در خیابان تنها به دنبال میزان کردن روسری ها هستیم
معلوم است که با این برداشت از دین ، صدو بیست و چهار هزار پیامبر که سهل است اگر صدو بیست و چهار میلیون پیامبر هم بیاید راه به جایی نخواهند برد.
سخن آخر اینکه:
کاش ما باورکنیم که اسلام دین رحمت است….. پس باید به همدیگر رحم کنیم
اسلام دین یاری است….. پس باید دست همدیگر را بگیریم
اسلام دین اخلاص است…. پس باید از ریا بپرهیزیم ( نماز ریایی، حج ریایی، کربلای ریایی، عبادت ریایی، پیشانی پینه بسته ریایی و….)
اسلام دین علم است…. پس باید دنبال علم باشیم و قوی ترین تکنولوژی ها
اسلام دین عقل است …. پس باید از خرافه ها بپرهیزیم
اسلام دین بهداشت است…. پس….
اسلام دین احترام است ….. پس باید به اعتقادات معقول سایر ادیان احترام بگذاریم
اسلام دین صلح است
همه خوبی ها در همه ادیان الهی وجود دارند ، حال ما اسلام را برگزیدیم ، چه بهتر … پس خوبی هایش را بشناسیم
اسلام دین تفکر است…. پس کمی بیاندیشیم
دین ما می گوید:
«تفکرالساعات افضل من عبادت الثقلین»
یعنی یک ساعت تفکر بهتر است از مجموع ثوابی که در قرآن و عترت وجود دارد
دین ما می گوید:
«کلما حکم به العقل حکم به الشرع»
یعنی هرآنچه که عقل به آن حکم کند ، شرع هم به همان حکم می کند
کاش کمی بیاندیشیم:
درباره خدا
درباره خودمان
درباره اینکه بالاخره ما که هستیم و بناست چه کار کنیم…
یادمان بیافتد که نباید همه کارهای ما بوی خاک آلوده زمین را بدهد
یادمان باشد که :
مرغ باغ ملکوتم نیم از عالم خاک
دو سه روزی قفسی ساخته اند از بدنم
یادمان باشد که باید مهربان باشیم
باید خوب باشیم
باید خوب باشیم…………..یاعلی  « قدسی»

كلمات كليدي:



ارسال نظر


9 + = سیزده




قدسی تو آبروی غزل های خویش باش